
از قديم تاكنون، مردم
براين باورند كه مردها در روابط با جنس
مخالف، از عدم تعهد كمتري برخوردارند، در
حالي كه طبق تحقيقات جديد، زنان نيز به
نسبت مردها مي توانند دست به خيانت زده و
در روابط خود پايبند نباشند!
لذا هدف نهايي مطالعات بر
اين بوده كه علت و الگوي اصلي اين عدم
تعهد را شناسايي و در ادامه به اصلاح و
ارائه راهكارهايي براي رفع اين مشكل
بپردازند. واقعيت اين است كه برخي زنها در
روابط طولاني مدّت و در نهايت رعايت تعهد
در تمام سالها، بالاخره دست به خيانت زده
و تعهد خود را زير پا مي گذارند. البته كه
مردها نيز به همان ميزان ممكن است بعد از
داشتن يك رابطه طولاني با يك نفر، دست به
خيانت بزنند.
در عين حال، هيچ يك از
طرفين، در نهايت لجبازي، حاضر به قبول بي
وفايي و خيانت خود نيستند! با اين تفاوت
كه روش خيانت و علل آن در اين دو جنس
مخالف، كاملاً دو رويه متفاوت است.
مردها در عين تعهد به نفر
خود، در صورت مجذوب شدن، چه از نظر عاطفي
يا جنسي با نفر ديگر، تعهد خود را زير پا
مي گذارند، در مقابل، زنها تا زماني كه از
طرف مرد خود كاملاً از همه نظر تأمين
شوند، بر تعهد خود پايبند مي مانند. امّا
به محض ايجاد و ادامه ي خللي در درك و
تأمين عواطف، روابط جنسي، مالي و ... از
جانب مرد، با شروع مشكلات بين آن دو، زن
نيز بسوي خيانت و بيراهه كشيده مي شود.
بيشتر زنها براحتي نمي
توانند دست به خيانت جنسي و ايجاد رابطه
نزديك با مردي ديگر بزنند، چرا كه برخلاف
مردها، ايجاد يك رابطه ي جديد سكس از جانب
زن، كاملاً در حالت رفتار و ابراز عاطفه
خود نسب به مرد قبلي، نمايان است.
از نظر خانم ها: "اگر
مردها ياد بگيرند نسبت به نفر خود، از نظر
عاطفي، جنسي، مالي و ... پايبند باشند،
دليلي ندارد كه زن دست به خيانت بزند،
البته در مقابل خيلي زنها، شايد بتوانند
حتّي با عدم وجود عشق واقعي بين خود و
همسرش، با عدم خلل در تأمين مرد خود در
همه زمينه ها، باز هم به وي (خانه داري،
شستشو، پخت و پز و ...)سرويس بدهد، اين
درحاليست كه همزمان مرد، با كسي ديگر نيز
مخفيانه در ارتباط است!)"
يكي ديگر از دلايل عدم
خيانت زن و ايجاد رابطه سكس با مرد ديگر،
ديدگاه بد و برچسب هاي توهين آميزيست كه
اجتماع نسبت به زنها دارند، چرا كه در اين
صورت به وي به ديدگاه زني هوس ران، فاحشه
و ... نگاه مي كنند. در حاليكه در صورت
خيانت يك مرد به زن خود، جامعه نهايتاً يك
برچسب "خيانت كار" به وي مي زند!
شايد هم به ديد آدمي بي
ارزش و كسي كه با عواطف يك زن بازي مي كند
نگاه كنند، متأسفانه اين ديد و اين فرهنگ
از دير زمان براي مردها مزيّتي غير
منصفانه بوده كه با سير زمان اين افكار
باز هم تغيير نكرده است. به قولي: "از
قديم الايام، اجتماع با وضع قوانيني غلط و
ناعادلانه نسبت به مجازات و ديدگاه ها در
مورد خيانت مرد به زن، با ارائه آزادي
هايي غير مستقيم و افراطي براي مردها،
همواره آنها را در خيانت و عدم وفاداري در
روابط خود، جسور تر كرده است. "
يكي ديگر از دلايل عدم
خيانت كمتر از جانب يك زن اين است كه،
زنها در روابط بيشتر به دنبال تأمين
نيازهاي عاطفي هستند. هر زني با شروع
رابطه اي متعهدانه با يك مرد، در روابط
زناشويي و جنسي، تمام ارگانهاي جسمي وي تا
مدّتها تحت تأثير اين رابطه ي سكس، رشد
كرده و خو گرفته است و ناخودآگاه نمي
خواهد با خيانت، به تمامي اين آرامش دروني
و جسمي خود پايان داده يا خللي ايجاد كند.
حسّ زن را با بدبيني
اشتباه نگيريد، چرا كه اين حسّ هيچ گاه به
وي دروغ نمي گويد، در صورت خيانت يك مرد و
ايجاد روابط متعدد و همبستر شدن با زنهاي
ديگر، مطمئناً وي به دليل عدم تأمين
نيازهاي عاطفي به شدّت قبل، متوجّه روابط
آن مرد با ديگران مي شود.
از ديدگاه روانشناسي،
تصوّر زنها هميشه اين بوده است كه در صورت
خيانت و ايجاد رابطه جنسي با فردي ديگر،
تمام معنويات، اعتبار، اصالت وي به عنوان
يك "دختر شايسته" از بين مي رود. معمولاً
زنهايي كه با آرايش هاي زننده و لباسي
عجيب، در اجتماع حاضر مي شوند، با رفتار
هاي ناپسند و جذب مردها، خطري براي زنهاي
متعهد محسوب مي شوند.
ولي خوب، يك مرد هميشه
زني را براي زندگي انتخاب ميكند كه نسبت
به همسر و زندگي خود وفادار باشد، چرا كه
از نظر زناشويي، براي هر مردي غيرقابل
تصور است كه بچه ي زاده از همسرش حاصل
رابطه خود با همسرش نباشد! علاوه بر اين،
مردها بايد بدانند كه از نظر عاطفي و
روحي، يك زن هميشه از ترس خيانت مردها و
قرباني نشدن، به روابط زناشويي خود پايبند
و همواره با تمام قواي به تداوم و تأمين
همسر خود اهميت مي دهند.
در مقابل اگر مرد نيز به
عدم بروز خيانت از جانب زن خود اهميت دهد،
و به تعهد خود پايبند باشد، ناخودآگاه
موجب ايجاد رابطه اي عاشقانه و سالم در
زندگي مشتركشان مي شوند. در اين حالت،
حتّي مرد با اين طرز فكر، همان قدر كه به
تداوم زندگي خود بها مي دهد، با ديدن مردي
ديگر كه قصد فريب زني را دارد، به سرزنش و
كنترل وي مي پردازند. مردي كه به وفاداري
و تعهد زن خود ايمان داشته باشد و از اين
نظر، خيالش آسوده باشد، از لحاظ عاطفي و
روحي، دست به خيانت و ارتباط با زني ديگر
نخواهد زد.
در اينجا به دلايل كشيده
شدن يك زن به راه خيانت مي پردازيم:
1- از
نظر مالي به اندازه كافي تأمين نشود.
2- به
دلايلي چون، عدم همصحبتي و وقت گذاشتن
همسرش براي وي، نيازهاي عاطفي خود را از
ديد مردش ناديده انگارد.
3- روابط
همسرش با وي صميمي نباشد.
4- از
نظر زناشويي و سكس، ارضا نشود.
5- تنهايي
مطلق و حس بيكسي در منزل.
6- عدم
بروز احساسات مرد نسبت به مزيت هاي همسرش،
مثل، زيبايي، تغييرات ظاهري و .. ، در اين
حال زن احساس بي ارزشي مي كند.
7- در
صورت اعتياد مرد به الكل يا اعمال خشونت و
بددهني.
8- در
صورت اطمينان از خيانت مرد.
9- عدم
درك عواطف و آرزوهاي زن.
10- در صورتي كه مرد، همسر
خود را خانه نشين يا از شركت در جمع منع
نمايد.
11- اعتياد يا قمار و ....
12- نقض عضو يا اختلال در
ارتباط جنسي يا ديگر اعضاء بدن.
البته طبق آمار، زنها به
سه دليل عمده دست به خيانت مي زنند، در
غير اينصورت مطمئناً به تعهد خود
پايبندند. اوّل، نارضايتي يا عدم احساس
خوشبختي در زندگي كه ناشي از كمبود يا
وجود عوامل فوق مي باشد، در اين صورت
نيازهاي خود را در مرد ديگر جستجو مي كند.
دوّم، ديدگاه اشتباه
اجتماع نسبت به زناني كه قدرت جنسي و شهوت
زيادي دارند، در نتيجه وي مجبور است در
روابط خود با همسرش اين حس را كنترل كند
كه مبادا مورد اتهام واقع شود و همواره
جلوه ي اجتماعي خوبي را در نظر همسرش
داشته باشد، اين كنترل شهوت به وي فشارهاي
روحي و جسمي وارد مي كند.
سوّم، برخي زنها همواره بر
اين باورند كه يك رابطه بالاخره به پايان
مي رسد، بنابراين با ايجاد روابط جنسي و
خيانت با كس ديگر (در حين يك رابطه
متعهدانه)، سعي مي كنند قبل از پايان
يافتن رابطه خود با نفر اصلي و ضربه عاطفي
خوردن، جايگزيني پيدا كنند.